تو چی فکر می کنی؟؟؟
  
 
 
بهمن 1388
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
 
آرشیو

سریال کره ای ققنوس سریال کره ای ققنوس
نسخه کامل و دوبله فقط 8000 تومان
پخش شده از شبکه فارسی  1
پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
شغلی پردرآمد با تسهیلات بانکی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 15 بهمن ماه سال 1388
عشق

یک موقع آرزوی باریدن چنین بارونی رو داشتم... 

ولی الان... 

تا حالا عاشق شدی؟ 

تو چی فکر میکنی؟!؟ 

نه نمی خوام عاشق باشم... 

دارم رها میشم... 

عشق... 

عشق... 

عشق... 

چه کلمه نا ملموسی... 

 

((لیلی، من از تو هیچ زیانی ندیده ام.زیرا که تو چکیده ای از خاطر منی.زیرا که من ز خویش تو را آفریده ام...)) سپانلو


 
پنجشنبه 15 بهمن ماه سال 1388
بارون

بارون رو... 

نه دوست ندارم ... 

دیگه داره اذیتم میکنه!


 
دوشنبه 12 بهمن ماه سال 1388
وجدان

بدتر از همیشه دلم شکست. 

جالبه من بدهکارم شدم. 

من خستش کرده بودم... 

من آویزوون بودم... 

اون خیلی وقت بود می خواست بهم بزنه... 

من اصرار به دوستی داشتم... 

من بد کردم... 

من ایجاد کابوس کردم...  

من باعث شدم ۵سال خودشو زندگیش رو بخاطره من مختل کنه...

آخه من دارم خوش زندگی میکنم،اون این مدت بهش بد گذشته ... 

اخه وجدان درد داره... 

آخه کابوس داره... 

به اون چه که ۵سال باهم بودیم... 

مگه اون میخواست و به من گفته بود ۵سال دوست باشیم... 

حکایت دوستی ۵سال و نیمه من داره میشه حکایت دوستی یکساله خانم...   

خوب هرچی تاریخ مصرف داره و بدش باید بریزیش دور...  

به اون چه که من این مدت چی کشیدم... 

به اون چه... 

.  

چرا دست از سرش ور نمی دارم...

چرا این کابوس تموم نمیشه... 

...   

بسه دیگه

آخ که چقدر دلم پر از درد... 

کاش وجدانیم وجود داشت...

 


 
دوشنبه 5 بهمن ماه سال 1388
بارون

 باز هم بارون و ... 

 


 
چهارشنبه 30 دی ماه سال 1388
دور بودن

همیشه دور بودن معنای فراموش کردن نیست، 

 گاهی فرصتی ست برای دلتنگ شدن...


 
دوشنبه 28 دی ماه سال 1388
عروسک

تو ویترین زندگی به عروسکی نگاه نکن که نمیتونی بدستش بیاری .چون اون فقط وسوست میکنه که عروسکی رو که داری از دست بدی!!


 
یکشنبه 27 دی ماه سال 1388
بریدم...

خیلی خسته ام... 

هیچ کس نمی فهمه من چمه... 

هیچ کس احساس منو درک نمی کنه... 

حتی خودم هم نمیفهمم چمه... 

اصلا نمیفهمم چرا دارم این کارها رو میکنم... 

نمی فهمم خودم رو برای چی و برای کی دارم از بین میبرم...  

مغزم کار نمی کنه... 

کارهام دست خودم نیست... 

کنترلی روشون ندارم... 

وفتی انجام دادم و تموم شد تازه میفهمم که اصلا چی کار کردم و اصلا چرا کردم!... 

همه رو دارم اذیت میکنم... 

دارم کارهایی رو میکنم که همیشه بد میدونستم... 

دیگه بریدم... 

دیگه بریدم...


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 33993


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

شناسنامه کامل من...