بالاخره بعد از کلی کلانجار رفتن با خودت برای مستقل شدن،تصمیمتو گرفتی ودیشب خونه رو پسندیدی و الان هم رفتی واسه تموم کردن کار.
همه باهات قهرن وبهت زدحال زدن.هیچکس دوست نداره تو از پیشش بری.اخه تو محبوب قلبهایی
امروز بارون اومد.زیر بارون رفتن و برای تو خرید کردنم حال خودشو داره ها.چه لوس ولی انگار میخواستم برای خونه خودم اینه و قران بخرم.حالا مگه اینه هه گیر میومد.یکی عروسکی،یکی پلاستیکی،یکی اندازه کلم...بابا بخدا من یک اینه برای بردن به یه خونه نو میخوام.به به عروس خانم مبارک،انشاا...به سلامتیاین خوبه؟؟(یک اینه اندازه تابلوی نقاشی)
حالا قران رو بگو:۴تا خریدم تا بالاخره رضایت دادم و بیخیال شدم.اخرسرهم هرجفتش زشت از اب در اومد(میگن ادم هرچی تو هر انتخابی بیشتر دقت کنه و سختتر بگیره اخرسر بدترین نصیبش میشه،حکایت من بود)گرچه اینا اصلا مهم نیست.
راستشو بگم؟نمیدونم اون موقع چه حسی داشتم،هم خوشحال بودم به خاطر تو که خوشحالی واون کاری رو که دوست داری رو کردی .هم ناراحت به خاطره....گرچه الان ااصلا به من مربوط نیست شاید هیچ وقت هم مربوط نشه.
احساس میکنم خیلی عوض شدی.
به هر حال عزیزم ، امیدوارم که تغییر ات جدید از هر نوع برات خوش یمن باشه و توی خونه جدید همیشه خوش باشی.
مبارک باشه!!!!!
زمان را برای حقیقت مجازی بگذار موفق باشی دوست عزیز
دمت گرم موجود عجیبی هستی ولی همیشه سر بزنگاه کارهای عجیب و به یاد موندنی می کنی .... بازم مرسی ٬ امید وارم ....
..دعا می کنم با شادی برید خونهء خودتونو باهم اینه و قران بخرید:)
پست پایینیتو که خوندم یاد پارسال همین موقع خودم افتادم....
یخ کردم...
آره خوشگل من .درموردسختگیری درست میگی .مادربزرگ گیسوهمیشه میگفت:مشکل پسند آخرش پشکل پسنده!
مرسی بهم سر زدی.
موفق باشی.
درسته که جوونیم اما دلامون پیره آخه همه روزامو تو تنهایی اسیره
درسته که می خندیم ولی با گریه شادیم به خاطر سرنوشت تو غصه ها افتادیم
آره میگن ما بهاریم اول و تازه کاریم ولی تو این روزگار دل خوشیی نداریم
یکی میگه بو میدی برای نسل دیروز اما چه طوری بگیم خسته شدیم از امروز
درسته که زنده ای داری نفس میکشی مرگ و شکستو با هم کم کم داری می کشی
سلام حرف نداشت امیدوارم که وبت روز به روز بهتر بشه مواظب خودت باش منم به روزم خوشحال میشم به کلبه تنهایی من هم سری بزنی