چند ساعتی تا پایان سال ۸۵ نمونده.نمی دونم چه حسی دارم.اصلا انگار حسی ندارم نه
خوشحالم نه ناراحت!
امروز کلی خودم رو خجالت دادم و یک عالمه گل و ۳تا ماهی خریدم .یک دوستی دیشب بهم
گفت برای خودش سعی میکنه که شاد باشه تا سال خوبی شروع کنه.منم امروز کلی به فکر
افتادم و از صبح زود تا همین چند دقیقه پیش داشتم کار میکردم.
نمی دونم چه جوری سال شروع میشه و بعد چی میشه ولی امیدوارم که واسه همه سال
خوب و پر برکتی باشه.
راستی امسال اولین سالی بود که سبزه گذاشتم و سبز شد!و من اینو به فال نیک گرفتم.
دلم میخواد در این چند ساعت باقی مونده،بدیها،کینه ها،و زشتیهارو از تو ذهنم پاک کنم و با
فکر و ذهن کاملاعاری از دلخوری و کدورت و بدی به استقبال بهار و سال نو برم.تلاشم رو
میکنم.
چند دقیقه قبل گفتم هیچ حسی ندارم ولی نمیدونم چرا الان یک ان دلم گرفت.حالا تازه حس
اونایی که موقع سال تحویل گریه میکنند و همیشه به نظر من کار مسخره ای میومد و تعجب
میکردم رو درک میکنم.حالا میفهمم که اونا هم برای اینکارشون یک دلیلی داشتن و حس من
راجع به شون اشتباه بوده.
به هر حال برای همه ارزوی شادی ،خنده و خوشی و از همه مهمتر سلامتی میکنم.
بیایید همگی با هم در این لحظات به خوبی ها فکر کنیم و برای دیگران هم دعا بکنیم.
راستی اگه کسی از دست منم دلخوره من رو ببخشه.
عید همتون مبارک عزیزان
سلام ...
فرا رسیدن سال نو و عید بهتون تبریک می گم ...
انشالله که سالی سرشار از سلامتی و موفقیت و شادی
داشته باشید
در پناه حق
آرزویم همه سرسبزی توست
دایم از خنده لبانت لبریز
دامنت پر گل باد
«سال نو بر تو مبارک»
سلام ازگیلی
عیدت مبارک ...
بوسسسسس.