همشون یک مرد پشتشون بود که ازشون حمایت کنه.
خیالشون راحت بود.
هرکدوم تیکه ای که می خواستن به اون یکی بگن رو از زبون من بی پشتیبان گفتند.
حرفهایی که من از دیگران شنیده بودم.
تازه من بدهکارم شدم.
من حق ناراحتی داشتم.
مگه میشه ناراحت نبود.
چند روزه که ناراحتم...
.
.
.
دلم یک مرد می خواد...
یکی که من بهش تکیه کنم...
یک کوه...
چیزی که مدتهاست ندارم...
همیشه یه خدا بهتر از یه مرده...
تکیه گاهت خدا باشه عزیزم..
دوست خوبم حرفتو صد در صد قبول دارم.خدا همیشه پشت هممون هست.ولی ادما یجاهایی نیاز به یک تکیه گاه زمینی دارند حتی یکی بجز پدر و برادر...
درکت می کنم...
منم یه خوبشو دارم ولی هیچ وقت پیشم نیست :-(
به منم سر بزنی خوشحال میشم