فکر کن بعد از کلی خواهش این و اونو کردن،یه پا پیدا کنی واسه مسافرت بعد با کلی خوشحالی زنگ برنی آژانس،بر گردن بگن متاسفانه تمام پروازها برای اون زمان پره و جا نیست!
چه حالی بهت دست میده؟
دقیقا احساس می کنی گوز خورده تو سرت.
اگر تصور این حالت براتون سخته میتونید بیاین قیافه منو ببینید!
این خیلی بده که جوونهای ما واسه داشتن حداقل تفریح مجبور باشند برن کشورهایی که با پول ما به یجایی رسیدن و اونوقت اون رفتارهای عجیب رو با ما میکنند.
خلاصه که خر ما از کرگی دم نداشت.
کسی خوشبو کننده نداره؟!
هم سفر
در این راه طولانی - که ما بی خبریم
و چون باد می گذرد
بگذار خرده اختلاف هایمان با هم باقی بماند
خواهش می کنم ! مخواه که یکی شویم ، مطلقا یکی
مخواه که هر چه تو دوست داری ، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم
و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد
مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم
یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را
و یک شیوه نگاه کردن را
مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی و رویاهامان یکی
هم سفر بودن و هم هدف بودن ، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست
و شبیه شدن دال بر کمال نیست بل دلیل توقف است
عزیز من
دو نفر که عاشق اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است؛
واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون ، حجاب برفی قله ی علم کوه ، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند
اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق
یکی کافیست
عشق، از خودخواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست
من از عشق زمینی حرف می زنم که ارزش آن در "حضور" است
نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری
عزیز من
اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست ، بگذار یکی نباشد
بگذار درعین وحدت مستقل باشیم
بخواه که در عین یکی بودن ، یکی نباشیم
بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید
بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست بحث کنیم
اما نخواهیم که بحث ، ما را به نقطه ی مطلقا واحدی برساند
بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند نه فنای متقابل
اینجا سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف در میان نیست
سخن از ذره ذره ی وافعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست
بیا بحث کنیم
بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم
بیا کلنجار برویم
اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم
بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را ،در بسیاری زمینه ها، تا آنجا که حس می کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می بخشد
نه پژمردگی و افسردگی و مرگ ،.......... حفظ کنیم
من و تو حق داریم در برابر هم قد علم کنیم
و حق داریم بسیاری ازنظرات وعقاید هم را نپذیریم بی آنکه قصد تحقیرهم را داشته باشیم
عزیز من ! بیا متفاوت باشیم
متن بالا منتخبی است از کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم
نوشته زنده یاد نادرابراهیمی
یکی می گفت واسه درمان شدن هر مریضی دوا لازمه هر چند تلخ و بی مزه باشه. در واقع سختی خوردن دوا به دنبالش خوبی داره.
بهم گفت شاید خدا این شربت تلخ رو الان به تو داده ،پس منتظر نتیجه اون باش.
یکمی احمقانست که آدم ادعا کنه نمی تونه یکسری مسایل و چیزها رو تحمل و یا فراموش کنه.اگر اینجوری بود که سنگ رو سنگ بند نمیشد.
خدا جونم دیشب باهات عهدی بستم.
ازت یک چیزی هم خواستم.
میشه کمکم کنی ؟؟؟
نفس کشیدن سخته
تورو ندیدن سخته
تو پیچ و تاب عاشقی
به تو رسیدن سخته
منو به غمم سپردی
همه آرزومو بردی
همه جا اسمتو بردم
یبار اسممو نبردی
واسه شب زمستون
همه هیزمو سوزوندی
واسه پنجره کوه
توی خونمون نموندی
نفس کشیدن سخته
تورو ندیدن سخته
تو پیچ و تاب عاشقی
به تو رسیدن سخته
یه وقت بده به چشمات
نگاه کنه به چشمم
شاید که برق نگات
بشکنه این طلسمم
نفس کشیدن سخته
تورو ندیدن سخته
تو پیچ و تاب عاشقی
به تو رسیدن سخته
این آهنگ روزبه نعمت الهی رو دوست دارم.
دلیل نوشتن دوباره اینجام اینه که تو این چند وقت خیلی همه جور فشاری روم بوده.احساس کردم بریدن از همه جا و همه کس یجورایی اشتباه بوده.
نمی خوام بزنم زیر همه چی ولی اینجا نوشتن آرومم میکنه و بهم آرامش میده .
اینجارو خیلی دوست دارم و دل کندن ازش سخته.
خیلی دلم میخواست منم حرفای دلم رو میزدم ولی نزدن حرفها و نگهداشتنشون تو دل وقتی قراره هیچ تاثیری نداشته باشه ،بهتر و قشنگتره.
رابطه ای که بخواد تموم بشه میشه دیگه تلاش تو برای نگه داشتنش مثل دست وپا زدن توی باتلاق می مونه .
برای شروع باید از همه چیزهایی که تورو به اون رابطه وابسته می کنه دل بکنی. این وبلاگ یکی از دلخوشی ها و وابستگی های من توی رابطم بوده تا الان. هروقت دلم گرفته بود میومدم اینجا و حرفهام رو میزدم.
همه این حرفها واسه این بود که بگم با همه علاقه ای که به وبلاگم دارم، باید با اینجا هم خدا حافظی کنم.
به عنوان حرف آخر، از خدا میخوام منو به اون درجه از خودخواهی نرسونه که آدمها برام ارزشی نداشته باشند.
بدرود